FTP         E-Mail      بازگشت

 المحاور الرئيسة للتعاون مع الجامعات و مراکز البحوث الدولية

 

گزارش سفر علمي آقاي دکتر خندان

 

افلم يسيروا في الارض فتکون لهم قلوب يعقلون بها او آذان يسمعون بها

عنوان انگليسي همايش اين بود:

International Conference on Development 2009 (ICD 2009)

 "DEVELOPMENT AND UMMATIC VISION"

 

 که در تاريخ 28 تا 30 ژولاي (6 تا 8 مرداد) در مالزي، کوالالامپور، دانشگاه بين‌المللي اسلامي مالزي ‌IIUM برگزار شد و در آن حدود 65 تن از استادان و دانشجويان با 50 مقاله‌ي انگليسي و حدود 15 مقاله‌ي عربي از کشورهاي مالزي، ايران، پاکستان، هند،‌ استراليا، قطر، سريلانکا، بنگلادش، مراکش، عربستان، و ... شرکت کرده بودند.

_ مجموعه مقالات در دور روز ارائه شد. از چند سخنراني کوتاه و بلند افتتاحيه که بگذريم، پنل‌هاي يک ساعته تعريف شده بود که معمولاً در هر پنل 4 يا 5 مقاله هر کدام در 10 دقيقه ارائه مي‌شد و 10 تا 20 دقيقه باقيمانده هم به پرسش و پاسخ مي‌گذشت.

 

  •     مجموعه مقالات در 19 پنل به ترتيب زير طبقه‌بندي شده بود:

پنل1: ديدگاه اسلامي؛ پنل 2: چالش هاي توسعه؛ پنل3: جهاني سازي و توسعه‌ي اقتصادي؛ پنل4: تحصيلات؛ پنل5: علم و فنآوري؛ پنل6: موضوعات جنسيتي؛ پنل7: مقالات عربي؛ پنل8: مقالات عربي؛ پنل9: زبان و ادبيات؛ پنل10: رسانه؛ پنل11: فلسفه‌ي توسعه؛ پنل12: فقر؛ پنل13: استخدام؛ پنل14: ساختن کشور؛ پنل15: تسامح و بهبود؛ پنل16: طرح توسعه؛ پنل17: مقالات عربي؛ پنل18: سياست و مديريت؛ پنل19: مقالات عربي

 _ در برخي از ساعات، دو سالن مجزا به صورت همزمان فعال بود که معمولاً تفکيک بر اساس مقالات انگليسي و عربي صورت مي‌گرفت.

 _ روز سوم همايش يک تور نيم روزه به شهر پوتراجايا تدارک ديدند که در ادامه توضيحي خواهم داد.

_ سه دانشجوي ايراني که در دانشگاه UPM درس مي‌خواندند هم در اين همايش مقاله داشتند.

_ برنامه‌ي کامل سخنراني‌ها را يک هفته قبل از رفتن دريافت کرده و داشتم مرور مي‌کردم که ديدم از دانشگاه ما مقاله‌ي ديگري هم ارائه مي‌شود: کار مشترک آقايان دکتر محمدمهدي عسگري و حسين ميسمي. سريع با آقاي دکتر عسگري تماس گرفتم. ايشان با کمال تعجب گفتند از پذيرش مقاله بي‌خبر هستند! ايشان اقداماتي انجام دادند اما در نهايت متأسفانه نتوانستند در همايش شرکت کنند.

_ در بين تعداد مقالاتي که در جلسه حاضر بودم و محتواي آن را دنبال کردم، دو مورد برجستگي بيشتري داشت و مي‌طلبد ترجمه شود تا تعداد بيشتري از آن استفاده کنند:

يکي گزارش آقاي پورفسور محمد کمال حسن که سخنران اصلي در افتتاحيه بود تحت عنوان بازتعريف توسعه و تحقق چشم‌انداز امت اسلامي با نگاه قرآني پررنگ و مروري بر انديشه‌هاي برخي از متفکران معاصر. (نسخه‌ي الکترونيکي اين سخنراني در مجموعه‌ي فوق وجود ندارد اما توانستم نسخه‌ي کاغذي آن را تهيه کنم و آن را هم در اختيار معاونت پژوهشي قرار داده‌ام.) و ديگري مقاله‌ي پرفسور محمد عريس عثمان که در واقع رئيس همايش هم بود و در پنل 16 مقاله‌اي داشت با عنوان مروري بر طرح توسعه براي امت مسلمان

  _ عنوان مقاله‌ي اين‌جانب اين بود: "نقش انسان‌شناسان و جامعه‌شناسان در رشد فرهنگي" خلاصه مقاله‌ام به قرار زير است:

 

خلاصه مقاله آقاي دکتر خندان

اولاً بجاي توسعه‌ي اجتماعي-اقتصادي بهتر است بگوييم رشد فرهنگ اقتصادي، و بجاي توسعه‌ي اجتماعي-سياسي بهتر است بگوييم رشد فرهنگ سياسي (روشن است که منظور من صرفاً تفاوت کلمات نيست.)

ثانياً علاوه بر رشد فرهنگ اقتصادي و رشد فرهنگ سياسي، بايد به رشد فرهنگ ديني هم توجه کنيم و بلکه بالاتر: رشد فرهنگ اقتصادي و رشد فرهنگ سياسي را بر اساس رشد فرهنگ ديني موردبررسي قرار دهيم. زيرا هر گونه رشد در جامعه فقط در صورت رشد فرهنگ ديني و برمبناي ‌آن ممکن است.

 

  •     فرهنگ و اركان آن:

مباني انسانشناختي اين مقاله اين است که:

اولا شخصيت هر فرد انساني داراي چهار ساحت است: بدن (body)، ذهن (mind)، نفس (spirit)، روح (soul).

ثانياً رفتار با بدن؛ معلومات با ذهن؛ صفات با نفس؛ و بالاخره باورها با روح ارتباط دارند.

ثالثاً فرهنگ جامعه معادل شخصيت فرد است. از اين رو ارکان فرهنگ عبارت خواهند بود از:

رکن اول: رفتارهاي رايج؛ ركن دوم: گرايش‌ها؛ ركن سوم: باور؛ ركن چهارم: اطلاعات و معلومات.

يک پيش‌فرض: تمام اركان چهارگانه‌ي فرهنگ بر هم تأثير و تأثر دارند.

 

  •     سطوح فرهنگ ديني:

وضعيت فرهنگي يك جامعه را مي‌توان در سطوح مختلف مطلوبيت، تعريف و تقسيم‌بندي كرد. با توجه به ديدگاه موردنظر در تقسيم فرهنگ به اركان چهارگانه، نكته‌ي اخير را مي‌توان چنين توضيح داد كه هريك از اركان فرهنگ جامعه (رفتارها، گرايش‌ها، باورها و معلومات)، مي‌تواند در يكي از سطوح حد نامطلوب، حداقل، حد لازم، حد مطلوب و حداكثر باشد.

تعداد سطوح مذكور مي‌تواند كمتر يا بيشتر طراحي گردد و آنچه در اين نوشتار مي‌آيد صرفاً براي تقريب به ذهن مي‌باشد. در اصل مقاله براي ترسيم روشني از موضوع به ذكر يك مثال از اركان و عرصه‌هاي مختلف فرهننگ ديني، فرهنگ سياسي و فرهنگ اقتصادي پرداخته شده است.

3. نقش اصلي انسان‌شناسان و جامعه‌شناسان در رشد و ارتقاء فرهنگي

 

  •     مخاطب‌شناسي فرهنگي:

انسان‌شناسان و جامعه‌شناسان مي‌توانند تعيين کنند توده‌ي مردم جامعه در چه سطحي از فرهنگ (فرهنگ ديني، فرهنگ سياسي و فرهنگ اقتصادي) قرار دارند. با توجه به تفكيك فرهنگ به اركان چهارگانه، انسان‌شناسان و جامعه‌شناسان مي‌توانند تصور روشني از رفتارها، گرايش‌ها، باورها و اطلاعات مردم ترسيم کنند و با توجه به تقسيم سطوح فرهنگ به سطوح پنج‌گانه، انسان‌شناسان و جامعه‌شناسان مي‌توانند تعيين کنند كه هريك از اركان چهارگانه‌ي مذكور، در كدام يك از سطوح حد نامطلوب،‌ حداقل، حد لازم، حد مطلوب و يا حداكثر قرار دارد.

در اصل مقاله سه جدول براي فرهنگ ديني و سياسي و اقتصادي رسم شده است که در ادامه جدول مربوط به فرهنگ سياسي را ملاحظه مي‌کنيد.

 

اركان يا حوزه‌ها

زيرحوزه‌ها

سطوح

حد نامطلوب

حداقل

حد لازم

حد مطلوب

حداكثر

رفتار سياسي

1. شرکت در انتخابات

 

 

 

 

 

2. عضويت در احزاب

 

 

 

 

 

3. پيگيري اخبار سياسي

 

 

 

 

 

4. شرکت در تظاهرات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

10.

 

 

 

 

 

گرايش سياسي

1. دفاع از حزب حاکم

 

 

 

 

 

2. بيزاري از شخصيت‌ها و احزاب مخالف

 

 

 

 

 

3. گرايش به استقلال سياسي کشور

 

 

 

 

 

4. مخالفت با فرهنگ ليبرال دموکراسي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

10.

 

 

 

 

 

باور سياسي

1. باور به توطئه‌هاي استکبار

 

 

 

 

 

2. باور به امکان و ضرورت استقلال سياسي کشور

 

 

 

 

 

3. باور به ضرورت وحدت ملي

 

 

 

 

 

4. باور به اهميت مشارکت سياسي مردم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

10.

 

 

 

 

 

اطلاعات سياسي

1. اطلاع از تاريخ سياسي کشور

 

 

 

 

 

2. اطلاع از شخصيت‌هاي سياسي کشور

 

 

 

 

 

3. اطلاع از جريان‌هاي سياسي جهاني

 

 

 

 

 

4. شناخت احزاب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

10.

 

 

 

 

 

 

  •      زمينه‌سازي براي ارتقاء فرهنگي:

در ارتباط با رشد و ارتقاء فرهنگي قائل به زمينه‌سازي دولت و يا احزاب حاکم هستيم. زيرا ارتقاء فرهنگي به نحو رسمي و قانوني و فرمايشي را نه ممكن مي‌دانيم و نه مطلوب. لذا انسان‌شناسان و جامعه‌شناسان پس از مخاطب‌شناسي فرهنگي بايد به فراهم كردن زمينه‌ها و مقدمات براي ارتقاء سطح فرهنگي بينديشند. به عبارت ديگر فاعل رشد و ارتقاء فرهنگي، مردم خود جامعه هستند و نه دولت و يا احزاب حاکم. چنان که فاعل رشد،‌ گل و گياه است و نه باغبان، و حداكثر عملكرد باغبان، زمينه‌سازي به معناي حذف موانع و تدارك شرايط است.

به طور خلاصه وظيفه‌ي دوم انسان‌شناسان و جامعه‌شناسان در رشد و ارتقاء فرهنگي، اين است كه اگر به‌درستي وضعيت سياسي، اقتصادي و ديني جامعه را در حوزه‌ها و زير حوزه‌هاي مختلف شناسايي نموندد، تلاش كنند تا مخاطب خود را براي رشد و ارتقا به سطحي بالاتر درهمان حوزه و زير حوزه ياري رسانند.

با توجه به پذيرش سطوح پنج‌گانه، مي‌توان به چهار گام يا چهار مرحله‌ي ارتقاء انديشيد كه به ترتيب عبارتند از:

گام اول، جذب: زمينه‌سازي براي ارتقاء مخاطب از سطح نامطلوب به سطح حداقل

گام دوم، تثبيت: زمينه‌سازي براي ارتقاء مخاطب از سطح حداقل به سطح حد لازم

گام سوم، رشد: زمينه‌سازي براي ارتقاء مخاطب از سطح حد لازم به سطح مطلوب

گام چهارم، تربيت مبلّغ: زمينه‌سازي براي ارتقاء مخاطب از سطح مطلوب به سطح حداكثر

 

  •     جمع‌بندي:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تصاوير:

 

 

 

 

بازگشت به اول صفحهبازگشت به صفحه سفرهاي علمي

 

 

 

 

 

       

ايران_تهران_دانشگاه امام صادق عليه السلام- معاونت پژوهشي - ص پ 159-14655 - کدپستي: 1465943681 - تلفن و دورنگار 88370143

Copyright 2011- S.Ghamous                                                   پست الكترونيك: karimii@isu.ac.ir